تبليغاتX
صحیفه سعادت

صحیفه سعادت

عبرت و تربیت در قرآن و نهج‏البلاغه

از کارآمدترین روشهای تربیتی که در قرآن و سیره پیشوایان دینی آمده، روش عبرت است، عبرت حالتی است که در اثر برخورد با اموری ظاهری و مشهود، برای انسان پدید می‏آید و به معرفتی باطنی و غیر مشهود منتهی می‏شود.

دست‏یابی به بینش، بهره‏مندی از تجارب دیگران، مصونیت نسبی از خطا و درنهایت استفاده بهینه از باقیمانده عمر، از پیامدهای تربیتی و آثار عبرت است، از منابع عبرت، می‏توان به حوادث و تحولات تاریخی، سرگذشت اقوام و ملل، شگفتی‌های خلقت، حیات و مرگ تمدن‌ها، عظمت و انحطاط دولت‌ها، تجربیات اولیه خود انسان و در یک کلام، دنیا و سنت‌های حاکم بر آن اشاره کرد.

در آیه 2 سوره مبارکه «حشر» آمده است: «فَاعْتَبِروُا یَا اُولِی الاَبْصَارِ، پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم.»، قرآن در جای دیگر هدف از بیان داستان‌ها و وقایع تاریخی را عبرت‏پذیری می‏داند: «لَقَدْ کَان فِی قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاِوُلِی الالْبَاب، درسرگذشت آنان درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود.»

امام علی (ع) در تربیت فرزند خود از همین روش استفاده کرده و در نامه‏ای به امام حسن(ع) می‏فرماید: «... یا بُنَیَّ انّی قَد اَنْبَأْتُکَ عَنِ الدُّنْیَا وَ حَالِهَا، وَ زَوَالِهَا وَ اِنْتِقالِهَا، وَ اَنْبَأتُکَ عَنِ الآخرةِ و ما أُعِدَّ لاِءَهْلِهَا فِیهَا، وَضَرَبْتُ لَکَ فِیهِمَا الاَمْثالُ، لِتَعْتَبِرَ بِها و تَحْذُوَ عَلَیها، پسرعزیزم! من تورا از دنیا و تحولات گوناگونش و نابودی ودست به دست گردیدنش آگاه کردم و از آخرت و آنچه برای انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و برای تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذیری و براساس آن در زندگی گام برداری.»

تاریخ و حوادث مختلف آن، از ابتدای آفرینش تاکنون، از مهمترین و اصلی‏ترین منابع عبرت‏آموزی است که در منابع اسلامی به صورت گسترده‏ای به آن اشاره شده است، بخش عظیمی از آیات قرآن، ذکر مباحث تاریخی در قالب داستان، قصه و خاطره تاریخی است و همه اینها با هدف پندآموزی و عبرت‏دهی به مخاطبان صورت گرفته است، غالبا پس از ذکر هر قصه یا جریان تاریخی، به این هدف اشاره شده است، پس از ذکر داستان حضرت یوسف(ع)، به عنوان نتیجه تربیتی آن، در آیه 111 سوره یوسف، می‏فرماید: «لَقَدْ کَانَ فِی قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِی الاَلْبَابِ، مَا کَانَ حَدِیثا یُفْتَری وَ لکِنْ تَصْدِیقَ الّذِیَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَی‏ءٍ وَ هُدَیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ، در سرگذشت آن‌ها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه وحی آسمانی است، و هماهنگ است با آنچه پیش‏روی او (از کتاب آسمانی پیشین) قرار دارد، و شرح هر چیزی (که پایه سعادت انسان است)؛ و هدایت و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‏آورند.»

عبرت، حالتی است که در اثر اموری خاص برای انسان پدید می‏آید،  طی این حالت انسان از امری محسوس و ظاهری به معرفتی باطنی و غیرمحسوس دست می‏یابد، پیامد این معرفت تغییری است که در سلوک و رفتار انسان به‏وجود می‏آید، نقش عمده را در ایجاد چنین حالتی خود فرد به‏عهده دارد و از این لحاظ عبرت یک روش خودتربیتی محسوب می‏شود، در عین حال، ممکن است دیگران نیز زمینه ایجاد چنین حالتی را در فرد فراهم کنند که در این صورت به نظر نگارنده یک روش دیگرتربیتی قلمداد می‏شود. عمده‏ترین منبع عبرت‏آموزی، دنیا و تاریخ انسان است، و عمده‏ترین روش آن آشنایی با دنیا و سنتهای حاکم بر زندگی بشر در طول تاریخ است.

منبع: سایت فرهنگ و معارف قرآن کریم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:55  توسط قرباني  | 

تاثير قرآن بر ادبيات فارسي

ادبیات‌ كهنسال‌ ایران‌ چنان‌ مفاهیم‌ گوناگونی را از اين‌ سرچشمه‌های‌ پربركت‌ الهي‌ وام‌ گرفته‌ كه‌ بدون‌ آشنايي‌ با قرآن‌ و حديث‌، آگاهي‌ نسبت‌ به‌ تمامي‌ زواياي‌ سروده‌ها و نوشته‌هاي‌ شعرا و نويسندگان‌ ايراني‌ به‌ امري‌ محال‌ مبدل‌ شده‌ است‌، از طرفي‌، اين‌ تأثيرپذيري‌ تنها به‌ حوزه‌ مفاهيم‌ محدود نشده‌ و حوزه‌ علوم‌ ادبي‌ و چگونگي‌ به‌ كارگيري‌ كلمات‌ و كيفيت‌ كلام‌ را نيز در برگرفته‌ است‌.

يكي از اين سرمايه‏هاي افتخارآميز سروده‏هاي شاعران و سخنوران و نوشته‏هاي دبيران و نويسندگان و تاملات عارفان و انديشه‏هاي حكيمان و فيلسوفان ايراني مسلمان است، آثار اين بزرگان نشان می‌دهد كه بسياري از عبارات و تعبيرات و اشارات و استدلال‏هاي آنان به اقتباس يا الهام از اين كتاب مبين و يا احاديث ائمه معصومين (عليهما السلام) است.

تاريخ ادبيات نشان مي‌دهد كه هر چه زمان گذشته است، نفوذ معنوي قرآن كريم در ادبيات مردم مسلمان بيشتر شده است، مقصود اين است كه در صدر اسلام يعني قرن اول و دوم، ادبيات عرب آن مقداري كه قرآن بايد جاي خود را باز كند نكرده است، هر چه زمان مي گذرد قرآن بيشتر آنها را تحت نفوذ قرار مي دهد.

تاثيرات زيادي، دين اسلام در تمام شئون زندگي ايرانيان بويژه در عرصه ادبيات از خود به جاي گزارده تا جائيكه ما بيشتر كتابهايي كه از پيشيايان برجاي مانده نگاهي بكنيم خواهيم دريافت كه كمتر موضوع ادبي است كه مايه خود را از مفاهيم قرآني نگرفته باشد به گونه‌اي كه بيشتر مفاهيم مطالب آنها يا بطور آشكار و يا غير مستقيم مانند كنايه و ايهام به بيان نكته‌اي حكمت آموز كلام خداوند اشاره شده و در اين زمينه كافي است به قلم بزرگ مرداني چون مولوي، سعدي، فردوسي و ديگر آثار منظوم و منثور نظري كنيم تا در يابيم كه چقدر از آيات و اشارت و عبارت و يا نكات و دستورات تربيتي و اخلاقي، علمي و سياسي،... آورده‌ و با شعرهای خود ذهن بشر را به تكاپو ‌انداخته‌ند.

در تاريخ ادبيات فارسي، نشانه‌هاي تاثير قرآن در نظم و نثر فارسي كاملا مشهود است، از جهات متعدد و به صور گوناگون شعرا و نويسندگان ما از عبارات و مضامين آيات قرآني و الفاظ قرآني استفاده كرده‌اند. اين استفاده يا به عين عبارت بوده يا به مضمون يا به صورت اشاره و تلويح و درج يا به صورت حل و ترجمه يا به صورت كاربرد الفاظ قرآني نمونه‌هاي زيادي در دوره‌هاي ادبي زبان فارسي سراغ داريم كه اين تاثيرات را كاملا نشان مي‌دهد. در قرن چهارم هجري اصولا معارف اسلامي پايه و اساس فرهنگ جوامع مسلمان بود و در همه شئون زندگي مسلمانان نفوذ داشت.

در اشعار رودكي مي‌بينيم: «حجت يكتا خداي و سايه اويست / طاعت او كرده واجب آيت فرقان» كه اشاره دارد به «و اطيعوالله الرسول و اولي الامر منكم»(آيه 62 سوره نسا). يا جاي ديگر مي‌گويد كه «سماع و باده گلگون و لعبتان چو ماه / اگر فرشته ببيند در اوفتد در چاه» كه اشاره به داستان هاروت و ماروت در قرآن است.

اشاره منوچهري به داستان آبستن شدن مريم در اين شعر: «بي‌ شوي شد آبستن چون مريم عمران / وين قصه بسي خوبتر و خوشتر از آنست /زيرا كه گر آبستن مريم به دهان شد / اين دختر رز را نه لبست و نه دهانست» كه بر‌گرفته از دو آيه از سوره انبيا و تحريم است: «فنفخنا فيها من روحنا« (آيه 91 سوره انبيا)، «فنفخنا فيه من روحنا» (آيه 12 سوره تحريم).

سایت فرهنگ و معارف قرآن کریم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 13:5  توسط قرباني  | 

جایگاه صبر و شکیبایی

امام سجاد (ع) رضایت داوند و صبر در راه او را این‌گونه توصیف می‌کند: «صبر و رضا در راس همه طاعات است و هر که صبر کند و از آنچه خدا برای او مقدر کرده، راضی شود، خدا برای او مقدر نمی‌کند، مگر آنچه خیر اوست.»، امام علی (ع) نیز در حکمت 25 نهج‌البلاغه می‌فرماید: شکیبایی دو جور است: شکیبایی بر آنچه نمی‌پسندی و شکیبایی از آنچه دوست داری.

انسان دارای نیروی تفکر، اندیشه و عقل است و همدارای احساسات و عواطف، اما همواره این دو نیرو، همسو و هماهنگ با یکدیگر نیستند و هنگام کشاکش آن‌ها بیشتر افراد تسلیم احساسات خود می‌شوند.

احساسات هم دو نوع است، یکی احساس دوست‌داشتن یا رغبت به اموری که خوشایند است، مانند اینکه شخص خوردن غذاهای لذیذ را دوست دارد، دیگری احساس تنفر و کراهت از اموری است که ناخوشایند است، مانند سختی‌هایی که هنگام انجام کارهای سخت و دشوار پیش می‌آید.

احساس تنفر یا رغبت اگر همسو و هماهنگبا عقل و اندیشه باشد، ممکن است موجب بروز رفتارهای نامتعادل و واکنش‌های نادرست شود.

اسلام به‌عنوان مکتبی که هدف اصلی‌اش تربیت انسان و تسلیم‌کردن او در برابر حق است، تعلیمات و آموزه‌های زیادیبرای کنترل و هدایت این احساسات ارائه داده است، صبر و بردباری یکی از تعالیم الهی است تا هرگاه این احساسات بسیار قوی برانگیخته می‌شود، مقاومت آدمی را در برابر آن‌ها افزایش دهد و به کمک عقل و اندیشه، آن‌ها را تعدیل کند و از بی‌تابی، انحراف وسرکشی باز دارد، صبر حاصل تفکر و اندیشه صحیح و عقل سالم است.

صبر از ارکان ایمان است، امام علی (ع) درباره رابطه میان صبر و ایمان می‌فرماید: بر شما باد به شکیبایی کردن، زیرا نسبت صبر به ایمان، همانند نسبت سر به بدن است.

در هفتاد آیه از صبر سخن به میان آمده که نشان‌دهنده جایگاه ویژه آن در قؤان کریم است، امام علی (ع) بیان فرموده، صبر گاهی در برابر امور خوشایند و گاهی در امور ناخوشایند است.

قرآن کریم درباره صبر بر مصایب و امور ناخوشایند در آیه 155 و 156 سوره «بقره» می‌فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»، «الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»، و شما را به شمه ای از ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و نفوس و محصولات امتحان خواهیم کرد و صابران را نوید ده، آنان که چون مصیبتی به ایشان رسد، ما متعلق به خداییم و به‌سوی او باز می‌گردیم.

انجام دادن حکم الهی که با طبیعت مادی و راحت‌طلبی انسان بیشتر سازگاری نداشته باشد، باید با شکیبایی باشد، در این باره خدای سبحان در ایه 24 سوره مبارکه«انسان» می‌فرماید: «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ، بر اطاعت پروردگارت صبور باش.» و نیز در ایه 65 سوره «مریم» می‌فرماید: «وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ، بر عبادت او صبر پیشه کن.»

اما صبر در امور خوشایند، همان شکیبایی در برابر لذات معاصی و گناهان است که ایات بسیاری بر ترک گناهان و حفظ نفس در برابر معصیت دلالت دارند.

بسیاری از افراد، به هنگام مشکلات و مواجه‌شدن با بلاها، احساس تنهایی میکنند و گمان می‌برند که فریادرسی ندارند، اما اگر چنین کسانی شکیبایی و صبر کنند، خداوند آن‌ها را فراموش نمی‌کند و با انان خواهد بود، در ایه 153 سوره «بقره» امده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ، خدا با صابران است.»

امام باقر (ع) درباره مقام صابران می‌فرماید: هر کس شکیبا باشد، به سبب آن به مقام روزه‌داران شب‌زنده‌دار و شهیدی که پیشاپیش پیامبراکرم (ص) با شمشیر جهاد کرده و شربت شهادت نوشیده، نائل می‌شود، همچنین در حدیثی دیگر درباره ثواب صبر بر معصیت می‌فرماید: هر کس بر مصیبتی صبر کند، خداوند عزتی بر عزتش می‌افزیاد و او را با محمد (ص) و خاندانش به بهشت درمی‌آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 16:7  توسط قرباني  | 

قرآن، منشور مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی

قرآن، رمزارتباط ميان خلق وخالق است، گنجينه گرانبهای حكمت ودانش وعرفان و اخلاق و احكام است، قرآن طراوت‌بخش جان‌هاست، صحيفه نور است و مائده الهي، قرآن، كتاب زندگانی است و شناختن و مانوس‌شدن و خواندن و عمل كردن به آن ضروری سات.

رهبران آسمانی، روی‌آوردن به قرآن و خواندن آن را همواره سفارش كرده‌اند، رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترين اعمال آدمی، خواندن قرآن است كه اورابه همه چيزهدايت می‌كند. همجچنین در این باره می‌فرماید: نيكوترين عبادت وبندگی، خواندن قرآن كريم است تا آدمي سخن معبود را بشناسد و حق آن رادرك كند.

همراه و همزمان با همه تاكيدهايی كه برای خواندن قرآن به منزله‌ی مقدمه فهم آن شده، بر اهميت درك و دريافت معنا و عمل به محتوای كلام الهی سفارش موكد شده است.

قرآن کریم، بزرگترين و برترين دستورالعمل‌ها را برای اجرای  مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی صادركرده است، اما اين منشورمقدس، آن‌گاه كارآيي خود را آشكارمی‌سازد كه ما به‌عنوان پيروان اين كتاب آسمانی، انسی دائمی، قرائتی ژرف و فهمی عميق ازآن پيدا كنيم و بدون هيچ درنگ به كاربرد عملی راهكارهای ارزشمند قرآنی اقدام کنیم، تا سعادت دنيا و آخرت را دريابيم و به شايستگی زندگی كنيم.

قرآن كريم از مسايلي همچون وفای به عهد، اتحاد و همبستگی، اعتدال و ميانه‌روی، نيكی به پدر و مادر وهمسايگان، چشم‌پوشی ازلغزشی‌های ديگران، داشتن حسن‌خلق، برخورداری از تقوا، بردباری و متانت، توكل، توبه و تواضع وماننداين‌ها سخن به ميان آورده‌است، روشن است كه هرگاه افراد جامعه، عمل به مفاهيم و حقايق قرآن عظيم را باعث سعادت و افتخارخويش بدانند، چه كمك شايسته‌ای به فرد و اجتماع كرده‌اند،همچنان كه اگرهركسی به تنهایی درمقام اصلاح خويش برآيد، جامعه به صلاح درخواهدآمد.

قرآن کریم افزون بر پرورش وجودی فرد و جهت دادن به او و عنایت به شخصیت او، جامعه را نیز می‏سازد، جهت می‏بخشد و به آن عنایت دارد، همه كارهايی كه موجب فساد عقل و مال وغلبه انحراف‌های فكری وعقيدتی می‌شود و آسايش همگانی راسلب كرده و مانعی درراه تكامل فرد و جامعه به شمارمی‌روند، همه اموری پست و پليدهستند كه برای رهايی ازخطرات آن‌ها و دوری ازگمراهی‌‌ها بايستی از آن‌ها دوری كرد.

نظارت همگانی يا سفارش برمساله امربه معروف و نهي ازمنكر، يكی ديگر از راهكارهای مقابله بازشتی‌ها و تاييد و تشويق خوبی‌هاست، نزديك شدن هر چه بيشتر به خداوند، خودسازی وترغيب ديگران به والايی‌ها و منع آنان ازتباهی‌ها ازآثاركلی اين مساله است.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:58  توسط قرباني  | 

گذری بر زندگی ابوالقاسم خویی

آیت‏اله‏ سیدابوالقاسم خویی فرزند سید «علی‏اکبر بن میرهاشم موسوی خویی»، از مفاخر بزرگ جهان تشیع و از مشاهیر فقه و اصول و از مدرسان پرآوازه حوزه علمیه نجف اشرف و از مفسران و قرآن‏پژوهان عالیقدر اسلام، در 15 ماه رجب 1317 هجری قمری در خانواده علم و تقوا در شهر خوی دیده به جهان گشود.

آیت‌اله خویی در چهار زمینه فقیه، اصول، رجال و تفسیر صاحب تالیفات ارزشمندی هستند، بزرگانی چون شهید محمدباقر صدر، آیت‌اله سید علی سیستانی، شیخ جواد تبریزی و شیخ حسین وحیدخراسانی از شاگردان این مرجع بزرگ هستند.                                                                  آیت‌اله خویی ضمن تحصیل علوم دینی در کنار سایر علما به مبارزات سیاسی با استعمار انگلستان می‌پرداخت و عمر خود را در فقیه و اصول و تدریس و تالیف صرف کرد.                                              پدرش آیت‏اله سیدعلی‏اکبر موسوی خویی، از شخصیت‏های برجسته خوی بود که درسال 1285 هجری قمری در خوی زاده شده و به سال 1371 هجری قمری درگذشت، او بدنبال اختلاف علما در جریان نهضت مشروطیت در سال 1328 هجری قمری به نجف اشرف مهاجرت کرده و در آنجا اقامت گزید.

آثار و تالیفات:                                                                                                                     آیت اله یكی از موفق‌ترین مراجع عصر اخیر از نظر تالیف و تقریر است، «البیان فی تفسیر القرآن»، «نفحات الاعجاز» در دفاع از كرامت و عظمت قرآن، «اجود التقریرات»، «تكمله منهاج الصالحین»، «مبانی تكمله منهاج الصالحین»، «تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین، «المسائل المنتخبه»، «مستحدثات المسائل» و «مناسك حج» از جمله آثار این مرجع بزرگ است.

خدمات اجتماعی:                                                                                                             آیـه اله خویی (ره) در سلسله نور و رحمت فقاهت، فردشاخص و چهره بسیار مـمـتـازی بـود كه ده‌ها اثر ماندنی و بنای خیر جاودان از او به یادگار مانده است، علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه‌ای شده بودكه ده‌ها مركز مهم اسلامی و تبلیغی در نقاط مـختلف جهان به وجود آورند، این مؤسسات مراكز نشر اسلام و معاهد نشر مكتب تشیع هستند این مـراكـز در شـهرهای مذهبی قم و مشهد مقدس، اصفهان و دیگر شهرهای ایران به وجود آمده اند، آنـچـنـان كه در كشورهای هندوستان، پاكستان، عراق، لبنان و مخصوصا در انگلستان و آمریكاو به وجود آورده و مبلغانی كه آشنا به زبان‌های زنده جهان بـوده‌انـد، بـه مـناطق مختلف اعزام کرده‌اند.

مدرسه علوم دینی جهت طلا ب ومحصلین علوم اسلامی، مدرسه دارالعلم نجف اشرف،  عراق، مدارس دینی بانكوک و داكار، مدرسه الزهرا در لندن، مدرسه الامام الصادق لندن و مركز اسلامی امام خویی در فرانسه از جمله خدمات آیت‌اله خویی در عرصه علمی است.                                                      بزرگان و استوانه‌های فقاهتی آیه اله شیخ الشریعه اصفهانی، آیه اله شیخ مهدی مازندرانی،  آیه اله شیخ ضیاالدین عراقی، آیه اله شیخ محمدحسین اصفهانی كمپانی، آیه اله شیخ محمد حسین نائینی از اساتید او در مراحل مختلف تحصیلی بوده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:14  توسط قرباني  | 

 در حسرت زیارتم...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 15:0  توسط قرباني  | 

دام‌های شیطان رجیم

شیطان از جنس جن است، از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد به همین دلیل« عزازیل » نام گرفت . حضرت علی (ع) فرمودند: شیطان 70 هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال این دنیا  طول کشید. وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در وی  روح  خدائی دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیر از ابلیس. شیطان ادّعا کرد: من 70 هزار سال تو را عبادت کرده ام و خود  فرموده ای که هر   عبادت‌کنند ه‌ای را پاداشی در خور شأنش عطا میفرمائی  ، ازعرش الهی ندا آمد : هرچه  می‌خواهی  بگو تا در جزای طاعاتت در  دنیا به  تو عطا  کنیم.  شیطان چون میدید از نعمتها و الطاف  ارزشمند بهشت محروم گشته ، و انسان باعث این محرومیّت عظیم او گشته با هدف انتقام از آدم و فرزندان او  درخواست نمود:

اول اینــکـه ؛  اجازه  فرمائی تا قیامت زنده بمانم . 

دوم اینــکه ؛  در مقابل هر یک از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانم.  

سـوم اینکه؛ می خواهم مرا در بدن اولاد آدم  همانند خون جریان دهی که از هرجای بدنش بتوانم او را به معصیت بکشانم.

 چهارم اینکه ؛ می خواهم اولاد آدم ما را نبینند ولی ما آنها را ببینیم.

پنــجم اینکه ؛ می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهم در آیم و هر کجا که می خواهم بروم.

ششــم اینکه  ؛می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم. ( یعنی حتّی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند.) حضرت امام محمد باقر (ع) فرمودند: هنگامی که انسان در حال جان دادن  است  ، خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم ! وقتی نا امید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود. 

هفتـم اینکه ؛ می خواهم که مرا بر دل و جان و افکار  اولاد آدم مسلط گردانی تا او رابه سوی گناه  وسوسه کنم.

* خداوند  می فرمایند: تمام خواسته هایت را برآورده می کنم ،  ولی هر کسی مرید تو باشد او را با تو به جهنم   می فرستم. بعد  شیطان فریاد میزند : ای خدا به عزّ ت و جلالت قسم  ؛ که همه ی انسان ها را گمراه می کنم !  مگر عدّه ی معدودی که بنده ی خاص تو هستند، و با اخلاص تسلیم امر خدائیت باشند ، میدانم که حیله و وسوسه های من بر آن پاکدلان گارگر نخواهد بود .  سپس گفت؛ حالا که مرا از بهشت برین بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معین فرما . ندا شنید که : تو را در  هر کجا که محل رفت و آمد و زندگی مردم است قرار دادم و  سر هر سفره ای که نام من برده نشود؛  بنشین با آنها که همچون حیوانات  گرسنه تغذیه میکنند ،  غذا بخور، حضرت امام محمّد باقر (ع) در این باره می فرمایند: اگر اول غذا یادتان رفت بسم ا... بگویید ،در وسط یاآخر غذا بگویید تا شیطان بی بهره گردد .   بعد شیطان درخواست نمود : برای من کتابی قرار بده. خداوند فرمود: کتاب تو وشم ( خالکوبی ها و کتاب های سحر و جادو ) است. اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود. بعد شیطان گفت: برای من حدیثی قرار بده. خداوند فرمود: حدیث تو دروغ است. بعد گفت: برای من دام و وسیله ی شکار قرار بده. خداوند فرمودند: زنان را وسیله ی صید و به دام انداختن مردم قرار دادم.

وزی حضرت  محمّد  (ص) شیطان را  در مسجد الحرام دیدند .پیش او رفته و   گفتتد: ای ملعون چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت: از تو و امت تو ناراحتم. حضرت فرمود: چرا از من ناراحتی ؟ شیطان گفت: که چون این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت از آنها شفاعت    می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی به همین خاطر با تو دشمنم. حضرت فرمود از امتم چرا ناراحتی؟ شیطان گفت: امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند. 

اول اینکه؛ وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام اسم خداست و من از این اسم می ترسم.

دوم اینکه؛ همدیگر را می بینند با یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم در نیامده گناهانشان بخشیده می شود. 

سوم اینکه ؛ وقتی می خواهند غذا بخورند بسم ا... می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم.

چهارم اینکه ؛ بعد از غذا خودن الحمد و لل... می گویند .

پنجم اینکه ؛وقتی اسم تو می آید بلند بلند صلوات ختم می کنند و آنقدر صواب آن زیاد است که من فرار می کنم .

ششم اینکه ؛وقتی می خواهند کاری بکنند ان شا ا... می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آن را بر هم زنم. 

هفتم اینکه ؛ صدقه می دهند و وقتی که صدقه می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم 70 نوع بلا  را از خود دور می کنند. به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند: وقتی انسان دستش را در جیبش میکند تا صدقه بدهد 70 شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف کنند.

هشتم آنکه ؛قرآن می خوانند و در خانه ای که قرآن خوانده می شود دیگر جایی برای من نمی ماند. چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند.

نهم اینکه ؛ مرا زیاد لعنت می کنند و با هر لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شوند.

دهم اینکه ؛ هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند.

یازدهم اینکه ؛ عطسه که می کنند الحمد و لا... می گویند. حضرت فرمودند: عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است وقتی عطسه می کنید باید الحمد و لا... بگویید.

وقتی انسان نماز می خواند شیطان از او دور می شود به خصوص اگر سجده ی نماز طولانی باشد. شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد.

 حضرت امام صادق (ع) فرمودند: هر کس نماز نخواند از شیطان پست تر است چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه بر حضرت آدم سجده نکرد. ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند. 

حضرت محمّد (ص) فرمودند: مجّوز عبور از پل صراط نماز است و فرمودند اگر نماز مؤمن قبول شود بقیّه ی اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد. در نماز ها نماز صبح خیلی سفارش شده است و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند. پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت می شود و آخرین عمل که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند و اولین چیزی که در پرونده ی صبح ثبت می شود نیز همان نماز صبح است. و هم چنین از حضرت امام صادق (ع) نقل گشته: که از صفات مؤمن این است که بسم ا... الرحمن الرحیم را در نماز بلند بگویند و هر کس بعد از تکبیر نماز ، قبل از شروع حمد اعوذ با... من الشیطان الرجیم را بگوید  به اندازه ی هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او   می نویسند.  

حضرت پیامبر (ص) فرمودند : هر کس بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را که  (  34   ا... اکبر، 33 الحمدو لا... ، 33  سبحان ا... ) را بگوید به خصوص اگر با انگشتان بشمارد همان دست هایش او را در روز قیامت شفاعت می کند.

منبع: وبلاگ کانون قرآن و نهج البلاغه دانشگاه علوم پزشکی اردبیل 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:51  توسط قرباني  | 

تغییر قبله مسلمین

یكی از تحولات مهم تاریخ اسلام كه موجی عظیم در میان مردم به وجود آورد مسئله تغییر قبله بود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مدت سیزده سال پس از بعثت در مكه، و چند ماه بعد از هجرت در مدینه به امر خدا به سوی «بیت‌المقدس» نماز می‌خواند، ولی بعد از آن قبله تغییر یافت و مسلمانان مأمور شدند به سوی «كعبه» نماز بگذارند.

در این كه مدت عبادت مسلمانان به سوی بیت‌المقدس در مدینه چند ماه بود مفسران اختلاف نظر دارند، كه از هفت ماه تا هفده ماه ذكر شده است، ولی هر چه بود در این مدت مورد سرزنش یهود قرار داشتند چرا كه بیت‌المقدس در اصل قبله یهود بود، آنها به مسلمانان می‌گفتند اینان از خود استقلال ندارند و به سوی قبله ما نماز می‌خوانند، و این دلیل آن است كه ما برحقیم.

این گفتگوها برای پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان ناگوار بود، آنها از یك سو مطیع فرمان خدا بودند و از سوی دیگر طعنه‌های یهود از آنها قطع نمی‌شد، به همین جهت پیامبر صلی الله علیه و آله شب‌ها به اطراف آسمان می‌نگریست، گویا در انتظار وحی الهی بود.

مدتی از این انتظار گذشت، تا این كه فرمان تغییر قبله صادر شد و یهود از این ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شیوه دیرینه خود به بهانه‌جوئی و ایرادگیری پرداختند. آنها قبلا می‌گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستیم، چرا كه آن‌ها از نظر قبله استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اما همین كه دستور تغییر قبله از جانب خداوند صادر شد زبان به اعتراض گشودند؛ چنانكه قرآن در آیه 142 از سوره بقره می‌فرماید»: «به زودی بعضی از بی‌خردان مردم می‌گویند چه چیز آن‌ها (مسلمانان) را از قبله‌ای كه بر آن بودند برگردانید؟»

چرا این‌ها از قبله پیامبران پیشین، امروز اعراض کردند؟ اگر قبله اول صحیح بود این تغییر چه معنی دارد؟ و اگر دومی صحیح است چرا سیزده سال و چند ماه به سوی بیت‌المقدس نماز خواندید؟

خداوند به پیامبرش دستور می‌دهد، به آن‌ها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست، هر كس را بخواهد به راه راست هدایت می كند، آیه 142 سوره «بقره» «قل لله المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی صراط مستقیم.»

این یك دلیل قاطع و روشن در برابر بهانه‌جویان بود كه بیت‌المقدس و كعبه و همه جا ملك خداست. اصلاً خدا خانه و مكانی ندارد، مهم آن است كه تسلیم فرمان او باشید هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانید، مقدس و محترم است، و هیچ مكانی بدون عنایت او دارای شرافت ذاتی نمی‌باشد.

و تغییر قبله در حقیقت مراحل مختلف آزمایش و تكامل است و هر یك مصداقی است از هدایت الهی و اوست كه انسان‌ها را به صراط مستقیم رهنمون می‌شود.

تغییر قبله از بیت‌المقدس به خانه كعبه برای همه سؤال‌انگیز بود. آنها كه گمان می‌كردند هر حكمی باید ثابت باشد می‌گفتند اگر می‌بایست ما به سوی كعبه نماز بخوانیم چرا از همان روز اول نگفتند؟ و اگر بیت‌المقدس مقدم بود كه قبله انبیاء پیشین محسوب می‌شد چرا تغییر یافت؟

دشمنان نیز میدان وسیعی برای سمپاشی یافتند، شاید می‌گفتند: او در آغاز متوجه قبله پیامبران گذشته شد، اما پس از پیروزی هایش نژادپرستی بر او غلبه نمود و آن را به قبله قوم خود تبدیل كرد، یا می‌گفتند: او برای جلب توجه یهود و مسیحیان، نخست بیت‌المقدس را پذیرفت، هنگامی كه مؤثر نیفتاد آن را تبدیل به «كعبه» كرد.

بدیهی است این وسوسه‌ها آن هم در جامعه‌ای كه هنوز نور علم و ایمان زوایایش را روشن نساخته بود، و رسوبات دوران شرك و بت‌پرستی هنوز در آن وجود داشت، چه نگرانی و اضطرابی ایجاد می‌كند.

لذا قرآن صریحاً در آیه فوق می‌گوید: این یك آزمایش بزرگ برای مشخص شدن موضع مؤمنان و مشركان بود.

از آنجا كه خانه كعبه در آن زمان كانون بت‌های مشركان بود، دستور داده شد مسلمانان موقتاً به سوی بیت‌المقدس نماز بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشركان جدا كنند.

اما هنگامی كه به مدینه هجرت كردند و تشكیل حكومت و ملتی دادند و صفوف آنها از دیگران كاملاً مشخص شد، دیگر ادامه این وضع ضرورت نداشت، در این هنگام به سوی كعبه قدیمی‌ترین مركز توحید و پرسابقه ترین كانون انبیاء بازگشتند.

بدیهی است هم نماز خواندن به سوی بیت‌المقدس برای آن‌ها كه خانه كعبه را سرمایه معنوی نژاد خود می‌دانستند مشكل بود، و هم بازگشت به سوی كعبه بعد از بیت‌المقدس بعد از عادت كردن به قبله نخست.

مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند، تا آنچه از آثار شركت در وجودشان است در این كوره داغ بسوزد، و پیوندهای خود را از گذشته شرك آلودشان ببرند و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا شود.

اصولاَ خداوند لامكان است، پس قبله رمزی است برای وحدت صفوف و احیای خاطره‌های توحیدی و تغییر آن هیچ چیز را دگرگون نخواهد كرد، مهم تسلیم بودن در برابر فرمان او و شكستن بت‌های تعصب و لجاجت و خودخواهی است.

خداوند در آیه 144 سوره «بقره» می‌فرماید: «قد نری تقلب وجهك فی السماء فلنولینك قبلة ترضها فول وجهك شطرالمسجد الحرام و حیث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره و انّ الذین اوتوا الكتاب لیعلمون انه الحق من ربهم و ما الله بغافل عما یعملون.»

این تغییر قبله طبق روایات در حال نماز ظهر بود و در یك لحظه  حساس و چشمگیر انجام گرفت، پیك وحی خداوند بازوان پیامبر صلی الله علیه و آله را گرفت و از بیت‌المقدس به سوی كعبه بر گردانید.

تغییر قبله یكی از نشانه‌های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود كه در كتب پیشین ذكر شده بود، چه یهودیان خوانده بودند كه او به سوی دو قبله نماز می‌خواند «یصلی الی القبلتین.»

لذا در آیه 144 سوره «بقره» اضافه می‌كند: «كسانی كه كتاب آسمانی به آنها داده شده است، می دانند این فرمان حقی است از ناحیه  پروردگارشان «وان الذین اوتوا الكتاب لیعلمون انه الحق من ربهم».

به علاوه همین امر كه پیامبر اکرم (ص) تحت تأثیر عادات محیط خود قرار نگرفت و كعبه را كه مركز بت‌ها و مورد علاقه عموم عرب بود در آغاز كنار گذاشت، و قبله یك اقلیت محدود را به رسمیت شناخت خود دلیلی بر صدق دعوت او و الهی بودن برنامه هایش به شمار می‌رفت.

منبع: تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 10:14  توسط قرباني  | 

فضيلت آيةالكرسي

«كرسي» به تعبير قرآن مجيد، كما بيش مانند عرش است به اين معنا كه هر دو، دو معني دارند، يكي تخت و سرير و ديگري علم و عظمت و قدرت الهي و كرسي در آية‌الكرسي به همين معناي اخير است.

«آية‌الكرسي» آيه 255 سوره بقره است كه اوّل آن «اللّه لا اله الاّ هو…» و آخر آن«و هو العلي العظيم» مي‌باشد، ولي در قرون اخير دو آيه بعدي را كه از «لا اكراه في الدين … » شروع و به «هم فيها خالدون» ختم مي‌شود را جزو آن گرفته‌اند.

علامه طباطبايي در جلد دوم تفسير الميزان درباره آية‌الكرسي مي‌فرمايد: آية‌الكرسي، از صدر اسلام مشهور بوده، در زمان رسول خدا (ص) و حتي از زبان ایشان به اين نام بيان مي‌شد، همچنان كه اين نامگذاري در روايات وارده از پیامبر (ص) و اهل بيت (عليهم السلام) و از صحابه به چشم مي‌خورد و اين احترام، بدون جهت نبوده، بلكه بخاطر معارف دقيق و لطيفي است كه در اين آيه آمده و آن عبارت است از: توحيد خالصي كه جمله «اللّه لا اله الا هو…» بر آن دلالت دارد.

«الميزان» واژه «كرسي» را اين گونه معنا مي‌كند: كرسي از ماده(ك ـ ر ـ س) گرفته شده كه به معناي وصل كردن اجزاي ساختمان است و اگر تخت را كرسي خوانده‌اند به اين جهت بوده كه اجزاي آن بدست نجّار ـ اگر چوبي باشد ـ و بسياري از مواقع اين كلمه را كنايه از مُلك و سلطنت مي‌گيرند و مي‌گويند: فلاني از كرسي‌نشينان است، يعني او قدرت وسيع دارد و منطقه تحت نفوذ او گسترده است.

در كتاب قاموس قرآن، كه فرهنگ‌واژه‌هاي قرآني است، درباره آية‌الكرسي آمده است: آيه 255 سوره بقره مشهور به آية‌الكرسي است و از صدر اسلام، حتي در زمان رسول اكرم (ص) چنان كه از روايات شيعه و سني برمي‌آيد به اين نام معروف شده است، اين آيه، توحيد خالص و قدرت و قيوميت خداوند را در جهان به بهترين وجهي روشن و بيان مي‌كند، توجّه به الفاظ و معاني آن از توضيح بيشتر بي‌نياز مي‌كند و چون داراي اين مقام و عظمت است؛ لذا درباره حفظ و خواندن و توجّه به معاني آن بيشتر توجّه شده و فضائلي درباره آن نقل شده است.

احاديثي درباره فضيلت ‌آية‌الكرسي

امام صادق (ع) فرمود: براي هر چيزي اوجي مي‌باشد و اوج قرآن، آية الكرسي است، هر كه يك بار آن را بخواند خداوند هزار ناگواري، از ناگواري‌هاي دنيا و هزار ناگواري از ناگواري‌هاي آخرت را از او بگرداند كه آسان‌ترين ناگواري دنيا، فقر، و سهل‌ترين ناگواري آخرت، عذاب قبر است و من به اميد رسيدن به آن مقام آن را مي‌خوانم.

اباذر در جلسه‌اي از پيامبر اكرم (ص) پرسيد: برترين و فاضل‌ترين آيه‌اي كه بر شما نازل شده است كدام است؟

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: آية الكرسي! زيرا در آن آيه كريمه، كلمه شريفه:«حي، قيوم» ذكر شده است.

اگر چه سوره «فاتحة الكتاب» افضل سوره‌ها و «عصاره قرآن» است؛ ولي اين منافات ندارد كه «آية الكرسي» افضل آيه‌ها باشد، زيرا يكي مربوط به سوره است و ديگري مربوط به آيه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 14:45  توسط قرباني  | 

 

خدایا توفیق شناخت و درک مقام امام حسین (ع) را به ما عطا کن.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:32  توسط قرباني  |